X
تبلیغات
iloveyouss501estar - داستان های جذاب دابل اس
I love You SS501
موقعی که زنشون داره زایمان می کنه:

 

لیدر : استرس داره مدام تویه راهرو راه می ره و دستاشو به هم فشار می ده و دعا می کنه که خدایا یه کاری کن بچم سالم به دنیا بیاد ( گور بابایه زنم )

 

یونگ سنگ : رویه صندلی می  شینه و به این فکر می کنه که اسم بچه اش رو چی بزاره

 

کیوجونگ :خیلی استرس داره هی بلند می شه و هی میشینه و مدام خدا خدا می کنه که زایمان زنش راحت باشه و بچه شون سلام به دنیا بیاد

 

 

جونگ مین : گور بابایه زن بچه  داره تویه بیمارستان با یه پرستار خوشگل حرف می زنه و هر چند دقیقه یکبار یاد پدر شدنش می یفته و قند تو دلش اب می شه  

 

هیونگ جون :اولش استرسش کمه ولی هر چی می گذره بیشتر می شه اخرش که اصلا بغض می کنه و از خدا می خواد این همه خوشبختی که بهش داده رو ازش نگیره  ( الللهیییی )






وقتی خدایی نکرده خدایی نکرده تصادف کردین و دارین می رین اون دنیا  و اینام تویه اخرین لحظات بالاسرتونن و دارن ازتون خواهش می کنن که زنده بمونید :

 

لیدر : همون طور که اشک از چشماش داره می یاد پایین  و دستتون رو محکم گرفته می گه تو نباید بمیری من ببین چقدر دوست دارم دارم برات گریه می کنم این اولین باره که دارم برایه یکی گریه می کنم قول می دم دیگه غد بازی از خودم در نیارم  دیگه خودمو بهتر از تو ندونم تویه فیلم هایه خفن بازی نکنم (الهی امین)  دیگه وقتی خواستی بری خرید همرات بیام و مدام غر نزنم  وقتی با مردهایه دیگه خواستی حرف بزنی یا باهاشون دست بدی بی خودی حساسیت به خرج ندم به خدا قسم بهت قول می دم  حق نداری اینجوری بری بهت التماس می کنم یادته همیشه می گفتی من انقدر مغرورم که از هیج کس خواش نمی کنم  ولی حالا ازت خواهش می کنم بهت التماس می کنم که نرو  تو رو خدا نمیییییر

 

یونگ سنگ : گریه نمی زاره نفس بکشه  چه برسه حرف بزنه  ولی بریده بریده می گه  پیشم بمون  قول می دم باهات بیشتر حرف بزنم بهت متلک نندازم حرصتو در نیارم  بهت قول می دم تو رو خدا باهام بمون نرو نمی تونم رفتنت رو تحمل کنم تا اخر عمرم بیچاره و بدبخت می شم دیگه عشقی ندارم که بخاطرش بخونم  به خدا داغون می شم نررررو

کیو جونگ : یه سره داره گریه می کنه و خودشو می زنه  دوووم بیار اخه مگه مردن مفتیه نمی زارم بمیری  دلت می یاد منو ول کنی و بری  منی  که این همه دوست دارم می دونم از  چشمایه خودم خوشت می یاد قول می دم دیگه لنز نزارم  قول می دم اونطوری که تو می خوای رفتار کنم باشه دیگه انقدر دیدن خانواده ی من نمیریم تو رو خدا قول می دم تویه هیچ فیلم و سریالی دختری رو نبوسم و فقط به تو وفادار باشم  تورو خدا حق نداری اینجوری از پیشم بری   و سرتون رو محکم تو بغلش می گیره و فشارمیده

 

جونگ مین : تمام سعی شو می کنه که گریه نکنه و روحیه شو حفظ کنه  ولی اشک تو چشماش جمع شده و می گه بهم گفتن داری میمیری اره مسخره بهتره واسه ی اینکه خودتو برام لوس کنی یه راه دیگه پیدا کنی فکر کردی من گول می خورم و خر می شم همون یه بار خر شدم تو رو گرفتم بسه  ولی اگه مثل دختره خوب از این جا بلند شی بهت قول می دم دیگه اذیتت نکنم صبح اول صبحی با نیشگون بیدارت نکنم  با دخترایه دیگه این ور اونور نرم ولی به خدا قسم بعضی اوقات که می خواستم حرصت بدم می ذاشتم دخترا خودشون رو بهم به چسبونن  و گرنه من تو یه خنگ رو دوست دارم  تو نمی تونی یعنی حق نداری که منو اینجوری ول کنی اگه بخوای اینجوری ولم کنی وقتی اومدم اون دنیا انقدر اذیتت می کنم  که حض کنی نمی تونی اینجوری ولم کنی من دوستت  دارم مسخره  اینجا کاملا دیگه گریه می کنه تو رو خدا پیشم بمون بهت التماس می کنم

 

هیونگ جون : اصلا کار به حرف اخر و اخرین لحظات نمی کشه وقتی بهش خبر می دن که دختره داره می میره همونجا غش می کنه و وقتی هم به هوش می یاد دیگه کار از کار گذشته






وقتی بهشون خیانت می کنیم و دوباره می ریم دنبالشون :

لیدر : محل ادم بهمون نمی زاره  حتی نگاه هم نمی کنه اگه زیاد پا پیچش بشیم  می گه برو گمشو نمی خوام اون قیافتو ببینم

 

یونگ سنگ : یه نیم نگاهی میکنه ولی روشو بر می گرونه اگه زیاد پا پیچش بشیم مگه همون یه بار اگه لیاقت داشتی برایه همیشه عشق منو حس می کردی ولی نه الان و نه هیچ وقت دیگه نمی خوام ببینمت

 

کیو جونگ : محل نمی زاره حتی اگه ببینتتون هم روشو بر می گردونه  اگه پیله کنی می گه یا می ری گورتو گم می کنی یا بلایی سرت می یارم که خودتم کیف کنی

 

جونگ مین : نگات که می کنه هیچی از قصد جلو هم می یاد و با تحقیر و تمسخر نگات می کنه و بهت می گه چی شد دیپورتت کرد  دوباره برگشتی طرف من اخی بدبخت بیچاره  برو پیکارت

 

هیونگ جون : اول زیاد محل نمی زاره ولی اگه خیلی سمج شی می یاد پیشت  و با ناراحتی می گه چیه واسه چی اومدی اونجوری دلم رو شکستی حالا اومدی بگی اشتباه شده  برات متاسفم نمی تونم دختری که پیش یه مرد دیگه بوده رو قبول کنم ( البته این وسط یه کوچولو مرد هم می شه ولی ادم هرچقدر هم که احساساتی و مهربون باشه نمی تونه خیانت رو نا دیده بگیره)





وقتی غمگینی

هیون جونگ بدون اینکه بدونه شما رو میخندونه

یون سنگ با لبخنداش لبخند به لباتون میاره!

کیو جونگ شما رو محکم بغل میکنه بدون اینکه بپرسه از چی ناراحتی


جونگمین هرکاری میکنه که شما رو بخندونه

(که همه از دلقک بازیاش میتونین حدس بزنین)

هیونگ جون میپرسه که چی ناراحتتون کرده و سعی میکنه حالتون رو بهتر کنه!



شما از دستش دیوانه شدید


هیون جونگ ساکت وای میسته بدون حرف تا شما آروم شید!(بذارید از تجربیات خودم بگم:بعد شروع میکنه به داد و فریاد نههه هیون جونگ گله)

یون سنگ به آرامی توضیح میده و شما رو آروم میکنه

کیو جونگ شما رو بغل میکنه و معذرت میخواد(ز-ذ
دابل اس)

جونگ مین هی دلیل میاره و باهاتون سروکله و چانه میزنه

کیم هیونگ جون گریه میکنه(سوسول)و معذرت خواهی میکنه واسه اشتباهش(این بدتر از کیو جونگ)




وقتی میخواین برید خرید


یون سنگ براتون هرچی بخواین میخره

کیو جونگ دنبالتون میاد و ساک خریدتونو حمل میکنه

جونگ مین واسه خودش لباس انتخاب میکنه

هیونگ جون واسه شما لباس انتخاب میکنه

و.....

کیم هیون جونگ بیرون وای میسته تا خریدتون تموم شه


روز تولد شماست


هیون جونگ با دی وی دی های مورد علاقش درمورد موجودات فضایی و بیگانگان به خونتون میاد و تمام روز رو با شما دی وی دی تماشا میکنه(چه خوب من خودم از این جور فیلما خوشم میاد!)

یون سنگ یه سورپرایز شام رو یه پشت بوم براتون داره(این کلا جاهای خلوت کار داره!!)

کیو جونگ شما رو میبره پارک سواری و باهاتون یه پشمک میخوره(تقسیم میکنه)(این اراذل(کیو جونگ و هیون جونگ)یکی از یکی خسیسترن)

جونگ مین شما رو با یه هدیه ی گرون سورپرایز میکنه

هیونگ جون شما رو برای شام به یه رستوران مجلل میبره



شما بهش میگین عاشقشین....

کیم هیون جونگ با شیرینی لبخند میزنه و بازوهاشو دور شما حلقه میکنه............

یون سنگ شما رو به خودش نزدیک میکنه و لبهاتونو میبوسه(اصلا حواسمون به این نبود ببین زیرزیرکی چه کارا میکنه)

کیوجونگم میگه عاشقتونه و شما رو محککککککم بغل میکنه

جونگمین شما رو به خاطر شیرین بودنتون سرزنش میکنه و میگه عاششششششششششقتونه

هیونگ جون با یه لحن شیرین(اینا شیرین رو خفه کردن)میگه عاشقتونه و گونتونو میبوسه
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/09ساعت 1:37  توسط moji  |